Friday, 29 July 2011

تو تنها خواهی‌ماند

تو تنها خواهی‌ماند »

دریا در سپیده‌دم پوست می‌اندازد
و ساحل به تمنای نهنگ؛
موج به اعصاب می‌ریزد
روزچون دستی, گشوده به سمت مرگی دیگر
چه باید کرد؟
نه ابری به سنگ و
نه کودکی به قمری‌ها کف می‌زند
پرده‌های هوا و مگس‌ در پنجره؛
نشت می‌کند
رگ ‌های بادبادک جاری‌ست
قابی آویزان از درخت در باد
پاییز؛چشم‌ غایب اسفندیار است
شاهزادگان دیروز ؛
بلوط‌های حنایی در خیال‌شان عبور می‌دهند
به پایان ضیافت نزدیک می‌شویم
و خورشید را چند ساعت‌ میچرخانند
تا رویا در آب سرد بمیرد
با خاطرات پیمان بسته‌ایم
ندید گذشته‌ایم
در آینه دنیای خود دیده‌ایم
برای دیدن لعاب نگاه , چشم بسته ایم
قصه‌های پریشان رادر کوچه
‌ و قصه‌های شرقی را از سنگ آفتاب شنیده‌ایم
می‌دانیم کفن‌ روزگار تنگ است
و خاک ترانه‌ی مرگ
و زندگی خنیاگری‌
که هماره بر دوش می کشد دلازردگان را
و پنهان می‌شود
در ترانه‌هایی که دیگران سروده‌اند
در سفرهای ناگزیر در رگ‌ شب ورنگ‌ روز
می‌داند مرگ تسکین نخواهد داد
می‌داند شب سرودی نخواهد نوشت
و سنگی که بر گردن آویخته‌
به او چنین می‌گوید
« تو تنها خواهی‌ماند»

Monday, 26 May 2008

Friday, 9 May 2008

سهراب و غلامرضا

سهراب و غلامرضا
هرچند دنیای شعر او را بنام سهراب می شناسد و شعرهاش آمیخته ی حس قوی ی اوست و جنون رنگ و شور بی پایان او در جستجوی شفاف کلمات. روزی شاید بنشینم و حرفهایم را در مورد شعر و زندگی او بنویسم.

Thursday, 27 March 2008


هفته ای که گذشت نمایشگاه نقاشان جنوب سوئد بود و به زعم کارشناسان و منتقدانِ، این نقاشان که همه شان حرفه ای هستند بهترین نقاشان سوئدند. در مجموع آشنایی با رنگ ها و نوع زندگی ی فقیرانه و باشکوه این هنرمندان فرهیخته تارک دنیا به من خیلی چیزها آموخت. از جمله اینکه ازاین اسبهای جاه طلبانه ای که زندگی شهری ی سیمانی به آدم می دهد پایین بیایم نگاهی به زیر پایم بیندازم تا زمین را با همه زیبایی هایش کشف کنم. دیگر اینکه فهمیدم زندگی ی هنری یعنی درک درد و تحمل گوشه نشینی و مهمتر از همه ی این ها تحمل تنهایی و کار مدام و خستگی ناپذیر.هنرمندان واقعی هرجای این دنیا که باشند زحمتکشانی بی اجر و مزدند یا کم اجر وکم مزد . اما زندگی را عمیقتر و زیباتر درک می کنند و کمیت را فدای کیفیت می کنند. رنج ایشان دستمایه ی سرمستی است. مستی ی غرق شدن در کار ، غرق شدن در هنر، غرق شدن در شعر و غرق شدن در رنگ

Sunday, 10 February 2008

تماس مماس بر جدار تن





می گفت نمی دانم چرا اینطوری می شود هربار دستم را به سمت تخته کلید می برم حکایتی را ذکر کنم تبدیل می شود به دیگری که نمی داند چرا نوشتن را بهانه ای کوتاه می کند برای بودن اگر بودن به خودی ی خود معنایی داشته باشد چرا من کلمه بر کلمه بر پشتم می گذارم بار می کشم که بگویم آن را که می نویسم حرفی ست برای گفتن اما درد اگر کشیده باشی درد آسم و نفس تنگی می دانی که دم غنیمت است و هر لحظه که نفس می کشی خودش یک شعر است یک جهان با زیبایی های خاص خودش که باید کشف شود جهان سرگیجه ای جاودانی است چرا نمی دانستمش من که دیری ست در این خرابه جان کنده ام باید می دانستم ارواح دوردستی در من تکرار می شدند و مراتکرار می کردند می توانستند ببینند چگونه می شود زنده بود و زندگی نکرد چگونه می شود تبدیل به تکرارشد و چگونه می شود آن را که فکر می کردی کامل است از دست بدهی و تنها به خاطره های پاره پاره اش دل خوش کنی که زندگی کابوس بی رحمی است اما این را بگویم که عشق رویایی ست عاشقان را که تنها آنان اند که سیم می کشند از میان روحشان و دردش را بر شانه هاشان حمل می کنند. از اولین باری که دیدمش می دانستم همان فرشته ای ست که تمام عمرم را در اشتیاقش جان کنده بودم. می دانستم که عاشق شده ام می دانستم که گرم شده ام و لحظه های آمده ی زیبا جاودانه خواهدشد مثل موقعیتی تراژیک که از پیش رقم خورده است اما جانم تشنه ی کلمات بود همه اش با کلمات معاشقه می کردم با آن کلماتی که سوختم و تمام شب لرزیدم. می دانی که این کویر همیشه تشنه ی آب های توست که بباری و سیراب کنی در امتداد خلیج برهنه ی من که تنها تنی ست تشنه در انتظار تماس مماس های تو بر جدار تن .
.

Monday, 21 January 2008







در باره ی آکادمی ی سوئد

سهراب رحیمی

آکادمی ی سوئد 18 عضو دارد. می گویند گوستاو سوم از اول قرار بیست نفر را در نظر گرفته بوده، یعنی نصف تعداد اعضای آکادمی ی فرانسه، اما بعدا از این تصمیم صرف نظر کرد چون کلمه ی «آن هیجده» زیباتر بگوش می رسید. عضویت در آکادمی ی سوئد مادام العمر است.
اعضای آکادمی پشت درهای بسته و با رای مخفی انتخاب می شوند و نتیجه ی انتخابات باید قبل از اعلام عمومی به تایید شاهنشاه کارل گوستاو ( نگهدارنده ی آکادمی) برسد.
در آغاز کار یعنی در قرن نوزدم، تعداد نویسندگانی که عضو آکادمی بودند در اقلیت بود، و اکثریت اعضای آکادمی، کارمندان عالیرتبه ی دولتی بودند. نیمه ی اول قرن نوزدهم را می شود دوران اسطوره ها در آکادمی ی سوئد نامید، در حالی که نیمه ی دوم این قرن را می شود نیمه ی دانشمندان نامید، و بیش از همه؛ تاریخ دانان و زبان شناسان.
در طی ی قرن بیستم تعداد نویسندگان اضافه شد تا اینکه در اواخر این قرن بیش از نیمی از این هیجده نفر را شامل شده بود. معمولاآکادمی شامل یک یا چند زبان شناس،یک یا چند ادیب ، یک یا چند تاریخ دان و همچنین یک قاضی ی عالیرتبه است. تعداد زن های عضو آکادمی تاکنون خیلی محدود بوده است و روی هم رفته تابحال هفت زن عضو آکادمی بوده اند.
اعضای فعلی ی آکادمی عبارتند از:
1- مارشال استن رودهولم متولد 1918 منتخب در سال 1977
2- پروفسور بو رالف متولد 1945 منتخب در سال 1999
3- پروفسور استوره آلن متولد 1928 منتخب در سال 1980
4- لارش فورشل شاعر، متوفی است و هنوز بجایش کسی انتخاب نشده.
5- پروفسور یوران مالم کویست متولد 1924 منتخب در سال 1985
6-خانم بیگیتا تروتزیگ شاعر متولد 1929 منتخب در سال 1993
7- پروفسور کنوت آنلوند منتقد و مترجم متولد 1923 منتخب در سال 1983
8- شاعر یسپر سونبرو متولد 1944 منتخب در سال 2006
9- نویسنده تورگنی لیندگرن متولد 1938 منتخب در سال 1991
10- پروفسور پیتر انگلوند نویسنده متولد 1957 منتخب در سال 2002
11- پروفسور اولف لینده نویسنده متولد 1929 منتخب در سال 1977
12- شاعر پر وست بری متولد 1933 منتخب در سال 1997
13- خانم پروفسور گونل وال کویست نویسنده و مترجم متولد 1918 منتخب درسال 1982
14-خانم کریستینا لوگن شاعر متولد 1948 منتخب در سال 2006
15- خانم شرشتین اکمان نویسنده متولد 1930 منتخب در سال 1978
16- پروفسور شل اسپ مارم متولد 1930 منتخب در سال 1981
17- پروفسور هوراس انگدال متولد 1948 منتخب در سال 1997 منشی ی دائمی ی آکادمی
18- خانم کاتارینا فروستنسون شاعر متولد 1953 منتخب در سال 1992

Wednesday, 26 December 2007

در چند و چون جایزه ی نوبل

همانطور که می دانید جایزه نوبل بزرگترین جایزه ی ادبیات در جهان است ولی جوایز بزرگ دیگری هم وجود دارند از جمله جایزه ی بوکر،جایزه ی پولیتزر و جایزه ی کنکورد. به غیر از این ها جایزه ی اسکاندیناوی و جوایز ملی کوچک و بزرگ هم هست و جوایز روزنامه های بزرگ جهان و جوایز منتقدین. اما جایزه ی نوبل به دو دلیلِ ، یکی به علت قدمت و جدیت داورانش و دیگر به دلیل سرمایه گذاری ی کلان مشروطه ی سلطنتی سوئد از بالاترین اهمیت برخوردار است.. مقدار پولی که به هر برنده می دهند ده ملیون کرون سوئد است که می شود ۱۴۵۰ ملیون تومان یعنی یک ملیون و سیصدهزار دلار. و این رقم بزرگترین رقم است چون مثلا پولی که برنده ی جایزه پولیتزر می دهند یک دهم این مقدار و جایزه ی برنده ی کنکورد و بوکر نیز یک نهم این مقدار است. این که چرا کشور کوچک سوئد توانسته چنین مقام بالایی در جهان به دست بیاورد شاید مربوط به این نکته باشد که دولت و حکومت سوئد اهمیت ویژه ای به فرهنگ وادبیات می داده و نویسندگان این کشور هیچگاه تضادی با حکومت نداشته اند و در این صد ساله ی اخیر ار نظر مالی تامین بوده اند.



وقتی به لیست نویسندگانی برخوردم که در این بیست ساله ی اخیر کاندید جایزه ی نوبل بودند افسوس

خوردم که چرا حتی برای یک بار هم که شده یک نویسنده یا شاعر ایرانی کاندید جایزه ی نوبل نشده است چه رسد به این که حتی برنده شود. در باره ی این مسئله کلی مقاله و روزنامه خواندم و در مورد شرایط کاندیداتوری مطالعه کردم.این اشخاص می توانند کاندیداها را به آکادمی نوبل سوئد پیشنهاد دهند

پروفسورهای ادبیات در دانشگاههای معتبر جهانی

اعلام نامزدی از طرف اعضای آکادمی سوئد و یا اعضای آکادمی های کشورهای دیگر

معرفی از طرف برندگان سابق جایزه ی نوبل

معرفی از طرف کانون نویسندگان کشورهای مربوطه


و با این احتساب می شود فهمید چرا تاکنون هیچ کدام از شاعران و نویسندگان ما حتی به عنوان نامزد جایزه ی نوبل هم مطرح نبوده اند. پروفسور هوراس انگدال منشی ی آکادمی ی سوئد می گوید هرساله بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ نویسنده به ما پیشنهاد می شود. وی می گوید که آکادمی در درجه ی اول ترجمه های سوئدی آثار را می خواند و در درجه ی دوم ترجمه های انگلیسی. اما حتی گاهی اتفاق افتاده که ما از مترجمانمان خواسته ایم بخشهایی از یک رمان را به سوئدی ترجمه کند. در نهایت هرچه آثار بیشتری از یک نویسنده به زبان انگلیسی منتشر شده باشد طبعا شانس آن نویسنده بیشتر است. همچنینی همکاری نزدیک نویسنده با دانشگاههای معتبر جهان و داشتن مدرک دکترای یا بالاتر در رشته های ادبیات و علوم انسانی هم جزو امتیازاتی ست که آکادمی در نظر می گیرد. شاعران و نویسندگان پیشنهادی باید جزو شاعران و نویسندگان تاثیرگذار در زبان و ادبیات خویش باشند و در سطوح جهانی به موفقیت هایی دست یلفته باشند و از طرف دانشگاهها و نشریات فرهنگی ی معتبر جهانی تایید شده باشند

مجله اکپرسن که یکی از بزرگترین مجلات کشور سوئد است لیست مطرحترین نویسندگان چندسال اخیر را که شانس برنده شدن جایزه ی نوبل را دارند اینچنین معرفی کرده( در زیر) که اگر دقت بکنید هیچ نویسنده ای از ایران در این لیست وجود ندارد. در عوض دو شاعر عرب به نامهای محمود درویش و آدونیس وجود دارند و یک نویسنده ی مراکشی به نام معلوف

آموس اوز اسرائیلی و موراکامی ی ژاپنی بیشترین شانس را دارند وپل آستر و باب دیلن جزو کم شانس ترین ها برای دریافت جایزه ی نوبل. اما گاهی هم بوده که کم شانس ترین ها جوایز را برده اند

Philip Roth 4.50

- Haruki Murakami 6.00

- Amos Oz 7.00-

Claudio Magris 8.00-

Les Murray 8.00-

Joyce Carol Oates 10.00-

Tomas Tranströmer 10.00-

Thomas Pynchon 11.00-

Yves Bonnefoy 11.00-

Adonis 15.00-

Cees Nooteboom 21.00-

Ko Un 21.00-

Margaret Atwood 21.00-

Mario Vargas Llosa 21.00-

Antonio Tabucchi 26.00-

Milan Kundera 26.00-

Assia Djebar 26.00-

Bei Dao 26.00-

Don DeLillo 26.00-

Hugo Claus 26.00-

Jean Marie Gustav Le Clezio

26.00- Mahmoud Darwish

26.00- Peter Carey 26.00-

Alice Munro 41.00-

Carlos Fuentes 41.00-

Eric Elmsatr 41.00-

Gitta Sereny 41.00-

Harry Mulisch 41.00-

Herta Muller 41.00-

Ian McEwan 41.00-

Inger Christensen 41.00-

John Updike 41.00-

Willy Kyrklund 41.00-

Chinua Achebe 51.00-

Cormac McCarthy 51.00-

David Malouf 51.00-

Michel Tournier 51.00-

Umberto Ecco 51.00-

A. B. Yehoshua 101.00-

Adam Zagajewski 101.00-

E. L. Doctorow 101.00-

Eeva Kilpi 101.00-

F. Sionil Jose 101.00-

J K Rowling 101.00-

John Banville 101.00-

Julian Barnes 101.00-

Mary Gordon 101.00-

Michael Ondaatje 101.00-

Patrick Modiano 101.00-

Paul Auster 101.00-

Salman Rushdie 101.00-

William H Gass 101.00-

Bob Dylan 151.00